1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 5.00
چطور جزء 10 درصد موفق باشیم؟

چطور جزء 10 درصد موفق باشیم؟

به خاطر نمی‌آورم کارآفرینی را ملاقات کرده باشم که از شکست خود مطمئن بوده باشد. اطلاع از تمامی مشکلاتی که در برابر شما قد علم کرده‌اند بسیار حائزاهمیت است ولی همان مشکلات باید به عنوان نیروی پیشرانی باشند که پشت انگیزۀ موفقیت پنهان شده‌اند تا بر موانع غلبه کرده و آمارها را شکست دهید.

داستان‌های افسانه‌ای راجع‌ به برندهای بزرگ که رشدهای شگرفی را تجربه کردند بسیار الهام‌بخش ولی در عین حال اندک و نادراند. داستان‌های موفقیت «یک شبه» هم پیش از آنکه چیزی راجع‌به آنها بشنوید دورۀ طولانی را از تولید تا کاربردی شدن پیموده‌اند. البته برخی دلایل اصلی و بنیادین برای شکست استارتاپ‌ها می‌توان برشمرد. من نیز به عنوان یک کارآفرین سهم خود را از شکست‌ها و موفقیت‌ها داشته‌ام. کلید موفقیت عبارتست از یادگیری از اشتباهات، مطالعه دربارۀ کسانی که راه را به درستی پیموده‌اند و پشتکار مداوم و خستگی‌ناپذیر رو به جلو.


در قسمت اول به سه مورد از هفت دلایلی می‌پردازیم که منجر به شکست استارتاپ‌ها می‌شوند. با اجتناب از این خطاها، شانس موفقیت شما به طرز چشمگیری افزایش می‌یابد.


1. محصولی را ارائه می‌دهند که مشتریان اندکی خواهان آنها هستند
مطالعه منتشرشده راجع‌به استارتاپ‌های شکست‌خورده در مجلۀ فورچون حاکی از آن بود که 42% از آنها محصول یا خدمتی را ارائه می‌دادند که بازار به آنها نیازی نداشت. کمتر استارتاپی به دنبال آن فضای خالی دست‌نخورده می‌رود تا ایده‌ای انقلابی ارائه داده و دنیا را تکان دهد. در واقع اغلب استارتاپ‌ها این کار را نمی‌کنند. اغلب استارتاپ‌های موفق راهی برای بازاختراع چیزی می‌یابند که از پیش در بازار وجود دارد.

استارتاپ‌هایی که با شکست مواجه می‌شوند احتمالاً زمان لازم را برای انجام تحقیقات کافی، مطالعۀ بازار و تحلیل رقابت بالقوه صرف نمی‌کنند. آنها درگیر هیجان خود برای آماده کردن محصول خود می‌شوند. در واقع نمی‌خواهند بفهمند که هیچ‌کس محصول/ خدمت آنها را نمی‌خواهد و این بدان معناست که باید بعدها و پس از پیمودن راهی سخت این نکته را دریابند.

برای اینکه جزء آن ده درصد باشید، باید اطمینان حاصل کنید که بازاری برای محصول ارائه شده توسط شما وجود دارد.

2. به کمترین رشد راضی شده و بدان اکتفا می‌کنند
رشد شرکت باید محاسبه شده و با یک استراتژی هوشمند به پیش رانده شود. ولی اگر یک شرکت رشد چشمگیری را پس از ماه‌ها عملیات تجربه نکند، ممکن است مشکلی وجود داشته باشد. این ضرب‌المثل معروف نیز گویای همین موضوع است: «اگر در حال رشد نیستید، پس در حال افول هستید».

هر کارآفرینی خواهان یا نیازمند رشد سریع نیست زیرا این نوع رشد با خود مجموعه‌ای از مشکلات را به همراه می آورد. مشکل آنجاست که زمانی که رشد پرشور جزئی از برنامۀ شما نیست، شخص دیگر سریعاً از شما پیشی گرفته و کسب‌وکار شما را منسوخ خواهد کرد یا حداقل به عقب خواهد راند.

برای اینکه جزء آن ده درصد باشید باید رشد را در آغوش بکشید. باید بدانید که کسب‌وکار برای بقا به آن نیاز دارد، سهامداران انتظار آن را می‌کشند و کارمندان از آن انرژی می‌گیرند.


3. کارآفرین تبدیل به رهبر نمی‌شود
همانند کرم ابریشمی که به شکل پروانه درمی‌آید، کارآفرین نیز سریعاً باید شیوۀ رهبری را بیاموزد. شخصی با ایده‌های خوب بودن چیزی کاملاً متفاوت از دانستن شیوۀ هدایت یک برند به تعالی است. برای این کار باید شهامت داشته باشید و دیگران را به ریسک‌پذیری تشویق کنید. انجام ندادن این کار دلیل شکست بسیاری از شرکت‌هاست.

کارآفرینان باهوش دو راه پیش رو دارند: یا می‌آموزند که چگونه باید رهبری بزرگ باشند و یا اینکه کنار کشیده و کاری را که در آن تبحر دارند به بهترین نحو انجام می‌دهند و باقی کارها را برون‌سپاری می‌کنند. مهارت‌های رهبری استعدادهای خدادادی نیستند؛ بلکه باید روی آنها کار شود تا در طول زمان توسعه یافته و سطوح بالاتری از عملکرد حرفه‌ای و شخصی را به ارمغان آورند.
 
برای اینکه بتوانید جزئی از آن 10 درصد باشید، یاد بگیرد که چگونه یک تیم را به میدان جنگ ببرید، درخصوص رهبری مطالعه کنید و آن را تمرین کنید. مربی بگیرید و مرتباً از تیم‌تان بازخورد بگیرید.

ادامه دارد...

منبع : skillema.ir

مطالب مرتبط