1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 5.00
درباره آشپزی محتوا
چگونه وبسایت های خوشمزه، بی مزه و بد مزه داشته باشیم؟

وبسایت هایی را كه به آنها سر می زنید در ذهن خود مرور كنید، چرا به آنها سر می زنید؟ اگر دلیل شما چیزی شبیه این است كه این وبسایت اطلاعاتی درباره جدیدترین های فناوری اطلاعات در اختیارتان قرار می دهد، پرسش دیگری از شما دارم.

وبسایت دیگری نیست كه چنین اطلاعاتی را ارائه كند؟ پس چرا آن وبسایت خاص را انتخاب كرده اید؟ پاسخ می تواند این باشد كه احتمالا طعم آن برای شما دلچسب بوده كه باعث شده سراغش بروید.

وبسایت های متناسب با سلیقه و ذائقه شما، درست مثل غذاهایی است كه گاهی هوس می كنید، نكته اینجاست كه وبسایت های خوشمزه فقط مطالبی را كه دوست دارید ارائه نمی كنند، آنها مطالب مورد پسند شما را به اندازه كافی پخته و به شیوه ای مناسب سرو می كنند. شما شاید عاشق قرمه سبزی باشید، اما برایتان قطعا شیوه پخت و سرو آن هم مهم است، اگر همان قرمه سبزی با مواد اولیه نه چندان خوب در زمان كم درست شود و بعد از آن هم در یك لیوان یكبار مصرف سرو شود، چیز دیگری می شود كه حتی به سلیقه خودتان هم شك می كنید.

 آشپزی برای چه كسی؟

وبسایت های خوشمزه! تجربه خوبی را برای شما رقم می زنند كه باعث می شود گاهی هوس كنید آن حس خوب را دوباره تجربه كنید. یك سرآشپز خوب مخاطبش را می شناسد، برای سرآشپز اولین اولویت این است كه برای چه شخصی قرار است غذا درست شود، آن شخص چه ویژگی هایی دارد و چگونه رفتار می كند؟ بعد از آن سراغ مراحل بعدی می رود و دست به كار می شود.

تصور كنید این اتفاق نیفتد و خود و ذهنش در یك جلسه توفان فكری با دوستانش به این نتیجه برسد كه مخاطب قطعا عاشق ماكارونی است، بعد از آن هم مشغول می شود و یك ماكارونی خوشمزه با بهترین رو شهای پخت دنیا درست كند، اما واقعیت اینجاست كه مخاطبش دیابت داشته و اصولا ماكارونی را نه دوست دارد و نه برایش خوب است.

شناخت مخاطب عبارتی كلیشه ای شده كه اوج اهمیت ما به آنها برگزاری همان جلسات توفان فكری است و در ضمن خوشحال می شویم مخاطب را شناخته ایم و دست به كار می شویم.

واقعیت اینجاست كه این مرحله می تواند موفقیت یا شكست ما را مشخص كند. شاید شما سرآشپزی ماهر و برنده چند جایزه باشید، شاید ظروفی كه غذا را با آن سرو می كنید زیباترین و به روزترین باشد، اما اگر متناسب با ذائقه مخاطب نباشد نه تنها هیچ كدام اینها دیده نمی شود، بلكه تجربه ای نه چندان خوب برای مخاطب ایجاد شده و مجبور می شوید برای حفظ روابط دوستانه تان از یكدیگر دوری كنید.

برای شناخت مخاطب راه های زیادی وجود دارد كه همه آ نها خلاصه می شود در این كه با مخاطب تعامل داشته باشید؛ به عبارتی با مخاطب رفت و آمد داشته باشید و رفتار او را رصد كنید. این رفت و آمدها می تواند در دنیای مجازی یا واقعی باشد.

وقتی در همان جلسات توفان فكری حدسیاتی از مخاطب داشتید كه مخاطب وبسایت ما دانشجویان 18 تا 25 ساله عاشق تكنولوژی هستند، به شبكه های اجتماعی سر بزنید و ببینید این افراد چه مطالبی می نویسند؟ چه چیزهایی را به اشتراك می گذارند؟ معمولا چه ساعاتی این كار را می كنند؟ و چه پست هایی را لایك می كنند؟ به دنیای مجازی زیاد دل خوش نكنید، در دنیای واقعی هم سراغشان بروید و در گپی كوتاه پرسش هایی طرح كنید. به چه وبسایت هایی می روند؟ چه دغدغه هایی دارند؟ اخبار فناوری را دنبال می كنند؟ از چه وبسایت هایی؟ با چه ابزارهایی؟ بعد از این پرسش ها می توانید جلسه ای بگذارید، این بار علاوه بر شما و دوستانتان، عضو جدیدی در جلسه وجود دارد، آن هم اطلاعات است؛ اطلاعاتی كه كمك می كند تصمیمات بهتری بگیرید. اگر مخاطب شما اغلب با موبایل این اخبار را پیگیری می كند، حواستان باشد وبسایت تان به شیوه مناسبی در موبایل نمایش داده شود. اگر ادبیاتی كه استفاده می كند صمیمی و راحت است در وبسایت خیلی مطالب فنی ننویسید و تحلیل های دیگری كه از روی این اطلاعات می شود به آن رسید.

مواد اولیه

سرآشپز بعد از شناخت مخاطب، غذاهایی را انتخاب می كند كه به نظر او مخاطبش می پسندد. شناخت مخاطب لزوما برای این نیست كه فلان غذا طبخ شود، می تواند جزئی تر باشد برای مثال فلفل دلمه ای داشته باشد یا نه، یا هر آنچه كمك كند غذای نهایی نزدیك تر به ذائقه مخاطب باشد. برای وبسایت هم تصمیم گرفتیم تازه های فناوری اطلاعات را با عكس هایی جذاب و لحنی نسبتا صمیمی به مخاطب ارائه كنیم، برای این كار منابعی (مواد اولیه) نیاز داریم كه برخی را داشته و بعضی را باید تهیه كنیم، مترجمی كه بتواند از وبسایت های به روز مطالب را به خوبی ترجمه كند در گروه هست، تصاویر با كیفیت را فعلا در اینترنت جست و جو و استفاده می كنیم، برای گزارش كنفرانس ها و همایش هایی كه در زمینه فناوری اطلاعات برگزار می شود نیاز به گزارشگری داریم كه در حال حاضر در گروه نیست، لحن بیشتر اعضای گروه خشك و رسمی است و باید فردی متفاوت اضافه شود، برای به روزرسانی وبسایت منابع اطلاعاتی می خواهیم كه مطالب جذاب منتشر كنند تا بتوانیم با ترجمه آن خوراك خوبی مهیا كنیم. این فهرست را ادامه می دهیم و آنهایی را كه داریم آماده كرده و برای تهیه آنهایی كه نداریم برنامه ریزی می كنیم.

 دستورالعمل پخت

بعد از تهیه مواد اولیه، نوبت به دستورالعمل پخت غذا می رسد، با توجه به همان ذائقه مخاطب درباره نحوه تركیب كردن، مقدار غذا و زمان پخت تصمیم می گیریم، یعنی مشخص می كنیم حجم مطالب ما قرار است چقدر باشد؟ مطالب مختلف وبسایت به چه صورتی به هم مرتبط می شود؟ در كدام شبكه های اجتماعی حضور داشته و چطور رفتار می كنیم؟ چقدر از مطالب ما عكس است و چقدر متن؟ برای نمایش مطالب از چه ساختاری استفاده می كنیم؟ و پرسش های زیاد دیگری كه برای برنامه ریزی محتوا مورد نیاز است. زمان پخت را هم مشخص می كنیم، برخی مطالب كامل نبوده و قرار است مخاطب را آماده مطالب دیگری كنند، این مطالب زمان پخت بیشتری می خواهد، چون به خودی خود قرار است همراهی مخاطب را برای مطالب بعدی داشته باشند.
 

 آشپزی آغاز می شود

آشپز با توجه به دستورالعمل شروع به آشپزی می كند، همین اتفاق در وبسایت توسط تولیدكننده های محتوا رخ می دهد، این افراد می توانند مترجمان یا نویسنده های وبسایت باشند؛ نكته اینجاست كه همگی قرار است از دستورالعمل پیروی كرده و متناسب با آن خروجی داشته باشند. در تك تك این مراحل یادآوری مخاطب اهمیت زیادی دارد ؛ زیرا در نهایت مخاطب است كه تجربه خوبی به دست آورده یا تمام زحمات شما را نادیده می گیرد.

مجموع این فعالیت ها باعث می شود به خوشمزه شدن وبسایت كمك كنیم و مخاطب به دلیل این خوش طعم بودن مان دوباره مراجعه و ما را همراهی كند، به نظرم مدیریت یك وبسایت شباهت زیادی به مدیریت رستوران دارد، مراجعه كننده های زیادی كه قرار است راضی بوده و با تجربه ای خوب رستوران را ترك كنند، تك تك عوامل از محیط گرفته تا دورچین ها، برخورد گارسون ها و قیمت در رضایت یا نارضایتی آنها نقش داشته و در نهایت یا می روند و پشت سرشان را هم نگاه نمی كنند یا بازمی گردند و تجربه خوبشان را هم با دیگران به اشتراك می گذارند، این روزها در دنیا استراتژیست های محتوا كاری مشابه مدیران رستوران ها برای وبسایت ها انجام می دهند.